مروجان معارف ربيه در فرانسه بود؛ تأثير وي اول بار در موطن خودش محسوس شد، ولي به‌ قسمت‌هاي ديگر اروپا، حتي فراسوي قلمرو دين يهود هم گسترش يافت‌، او فقط به عبري‌ مي‌نوشت‌.
مقارن سال 1080 يك فرقهٴ اسلامي تازه‌، يعني حشاشين از انشعابات فرقهٴ اسماعيليه‌، در قاهره ايجاد شد. آنان قلعهٴ الموت را تصاحب كردند، كه تا يك قرن و نيم بعد مركز اصلي قوايشان‌ بود. به نظر مي‌رسد كه الموت يك مركز علمي هم بود.
فيلسوف مسلماني كه در غرب بيش از همه پيرو يافت‌، و تنها كسي كه اصلاً مقبوليت عوام‌ را به دست آورد، عمر خيام شاعر و صوفي ايراني بود. او هم مانند هوراس بيش از آنچه به قلمرو فلسفه متعلق باشد، در شمار شعراست‌، ولي از او جز به خاطر موفقيت‌هاي رياضي‌ خارق‌العاده‌اش سخن نخواهم گفت‌. از سوي ديگر يكي از معاصران عمر خيام‌، يعني غزالي‌، بزرگ‌ترين متكلم مسلمان بود. او را بايد با توماس آكويناس قياس كرد، كه از بسياري جهات بر وي رجحان داشت‌. غزالي هم ايراني بود و بخشي از عمر خود را در نيشابور، زادگاه خيام‌، گذراند. در حالي كه خيام مقبول‌ترين شخصيت قرون وسطي است‌، شايد غزالي ممتازترين‌ شخصيت آن اعصار است‌.
رامانوجا يگانه فيلسوف هندي آن عصر بود، كه در هند جنوبي برآمد. فلسفهٴ او توحيد ودانتايي بود كه كم‌تر از شانكارا جنبهٴ تجريد داشت‌.
هنوز از سه فيلسوف چيني هم بايد ياد كنم‌، اول شائويونگ كه شرحي بر كتاب تغييرات‌ نوشت و مورد توجه ما نيست‌. برعكس او دومي‌، يعني چوتون - ئي كاملاً حايز اهميت است‌، چون او موجد نهضت هسينگ - لي‌، يعني آيين نوكنفوسيوسي دورهٴ سلسلهٴ سونگ است‌. سومي‌، يعني شن كوا، بيش از آنچه فيلسوف باشد، پرنويس بود. آثار متعدد وي فوايد باستان‌شناسي زيادي عرضه مي‌كند، يكي از آنها حاوي قديم‌ترين توصيف چاپ به وسيلهٴ حروف متحرك و قديم‌ترين اشارهٴ صريح به يك عقربهٴ مغناطيسي است‌.

3. رياضيات و نجوم لاتيني‌، بيزانسي‌، اسلامي‌، و چيني‌. به نظر مي‌رسد در اثناي سده‌هاي يازدهم‌ و دوازدهم استعمال چرتكهٴ حساب متداول‌تر شد و جنبهٴ اصولي يافت‌. شاهد آن نوشته‌هاي‌ برنلينوس و گويدوي آرتسويي است كه قبلاً از آنها بحث كرديم‌، و آثار هرمان لنگ و گرلاند است‌. در اين آثار كه به توصيف چرتكه اختصاص دارد، منحصراً ارقام رومي به كار رفته‌. هرمان‌ لنگ گزارش‌هايي هم در باب اسطرلاب و بازي رياضي موسوم به ريتموماخيا نوشت‌. فرانكوي‌ ليژي رساله‌هايي در باب اختيارات ايام و تربيع دايره نوشت‌. هيرساو يك ستاره‌نما ساخت و رساله‌اي در باب نجوم نوشت‌. گرلاند رساله‌اي در اختيارات نوشت‌.

رساله‌اي در باب فنون اربعه احتمالاً به غلط به پسلوس نسبت داده شده‌، ولي برخي از آثار او